تبلیغات
d> زندگی من - پیش از آن که بیندیشی تا چه بگویی....بیندیش تا چه می گویم.....
زندگی را جشن بگیر.....دیروز رفته است...فردا شاید هرگز نیاید...تنها چیزی که داری همین لحظه ی حال است

بگذار بدم بگویند.....بگذار رنجیده در من بنگرند.....بگذار مرا به گناهی که نکرده ام متهم کنند.........

چه نیازی است به اینکه خود را در برابر آنها تبرئه کنم؟

دیگر رنجش تلخ و حتی اتهام این نسل مرا رنجور و پریشان نخوهد ساخت........

ایمان هرچه پنهان تر است پاک تر است......

به هر حال هرکه هرچه بگوید......

اما من چه بگویم؟ .......

نیازی به تبرئه ی خود احساس نمی کنم و اگر هم احساس کنم حوصله اش را ندارم.......

آنچه بر ما می گذرد و آنچه بدان دچاریم جدی تر و حیرت انگیز تر از آن است که بتوان دلهره ی قضاوت این و آن را داشت......

به هر حال هرکه هرچه بگوید........

گر خطا گفت نگیریم بر او.....

ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم.....

و اما تو می توانی تصور کنی که درد آن که چنین سکوتی را  نه تنها می شنود بلکه خود آن را در سراسر روحش دارد  و چه می گویم؟؟؟؟؟؟

آری با توام که گهگاهی مرا با نام پرواز صدا می زنی.....

می دانی آنکه چنین سکوت می کند و آن را تحمل می کند چیست؟

سکوت من مرگبار است که بر من فرود آمده است...

بدان دچار شده ام...

چه بگویم که چیست؟؟؟

چه دشوار شده است دم زدن!

در اینجا که هر درختی مرا قامت تفنگی است و صدای هر گامی غم...غم....

نمی توانم سکوت را تحمل کنم......

نمی توانم چیزی بگویم.....

ولی ساکت خواهم ماند....

اما من اکنون احساس کسی را دارم که درد جان سپردن را تحمل میکند و میداند که از آن پس آرامش است و نجات........

نمی دانی چه میکشم!!!!!.............

چه خیال انگیز و جانبخش است نبودن!!........

...............

..

. 




نوشته شده در تاریخ شنبه 9 مهر 1390 توسط رویا شیرین
درباره وبلاگ
انسانیت در عشق مثل خورشید است در مهربانی.....مثل باران و در صداقت مثل چشمه!
انسان های خوب و مهربان ..در فاصله ی بین اشک ها و لبخند های دیگران...در فاصله ی بین نان تا دستان خالی نیازمندان....در شب های تلخ و سرد منتظران خود را پیدا کرده اند....انسان های واقعی به داشتن ها.... به رفتن ها....به رسیدن ها... نمی اندیشند.....زیرا گاهی برای رسیدن نباید رفت....باید ایستاد و امید را بین نا امیدان تقسیم کرد....
پروردگارا به ما توفیقی عطا فرما تا بتوانیم هنر انسانی زیستن را بیاموزیم زیرا زیستن به تنهایی از همه ی جانداران بر می آید...
پروردگارا به ما کمک کن تا انسانیت را در ترازو نگذاریم و به هیچ قیمتی نفروشیم...
به ما کمک کن تا بتوانیم امید را بین خودمان تقسیم کنیم.......
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ